صرف نظر و مشاهده محتوا

سواد رسانه‌ای؛ راهنمای تشخیص اطلاعات نادرست و اعتبار محتوا

با یادگیری سواد رسانه‌ای، منابع معتبر را شناسایی کنید، اخبار جعلی و اطلاعات نادرست را تشخیص دهید و با روش‌های ساده، اعتبار محتوا را ارزیابی کنید.
25 شهریور 1405
سواد رسانه‌ای؛ راهنمای تشخیص اطلاعات نادرست و اعتبار محتوا
آلا سراج
"/web/image/2805-9843f023/%D9%BE%D8%B3%D8%AA%20%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%27%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%20%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D8%9B%20%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5%20%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%20%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%20%D9%88%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%20%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%27%20cover%20image.webp"
آلا سراج

هر روز با حجم زیادی از اطلاعات در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شویم؛ از خبرهای سیاسی و اجتماعی گرفته تا مطالب آموزشی، تبلیغات، آمار و ادعاهایی درباره سلامت، اقتصاد، تحصیل و آینده شغلی.در چنین شرایطی، مسئله فقط دسترسی به اطلاعات نیست. سؤال مهم‌تر این است که چطور بفهمیم اطلاعاتی که می‌بینیم معتبر است و تا چه اندازه می‌توان به آن اعتماد کرد؟ممکن است یک خبر با تیتر جذاب منتشر شود، یک پست شبکه اجتماعی چندین هزار بار بازنشر شود یا مطلبی با استناد به یک «مطالعه» و چند عدد و درصد، کاملاً علمی به نظر برسد. اما ظاهر حرفه‌ای یک محتوا به‌تنهایی دلیل درستی آن نیست.اینجاست که سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند.

سواد رسانه‌ای به ما کمک می‌کند هنگام مواجهه با اطلاعات، به‌جای پذیرش یا رد فوری آن، منبع، شواهد، زمینه و شیوه ارائه اطلاعات را بررسی کنیم. هدف این مهارت، بی‌اعتمادی به همه محتواها نیست؛ بلکه یادگیری روش درست ارزیابی آنهاست.

سواد رسانه‌ای چیست؟

سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که به فرد کمک می‌کند اطلاعات و رسانه‌ها را دسترسی، تحلیل، ارزیابی و به شکل انتقادی استفاده کند.به زبان ساده، فردی که سواد رسانه‌ای دارد، هر چیزی را صرفاً به دلیل اینکه در یک سایت، کانال یا شبکه اجتماعی منتشر شده، حقیقت قطعی در نظر نمی‌گیرد.

او می‌پرسد:

این اطلاعات از کجا آمده است؟

چه شواهدی برای آن وجود دارد؟

چه کسی آن را منتشر کرده و چه هدفی دارد؟

آیا اطلاعات مربوط به زمان و شرایط فعلی است؟

و مهم‌تر از همه:

آیا نتیجه‌ای که از این اطلاعات گرفته شده، واقعاً از شواهد به دست می‌آید؟

این نوع پرسش‌گری، یکی از پایه‌های تفکر انتقادی است.

سواد رسانه‌ای به معنی شک کردن به همه‌چیز نیست

یک تصور اشتباه این است که فرد دارای سواد رسانه‌ای باید هر خبری را جعلی بداند یا به هیچ منبعی اعتماد نکند.در حالی که هدف سواد رسانه‌ای، ایجاد اعتماد کورکورانه یا بی‌اعتمادی مطلق نیست.برای مثال، اگر در یک گزارش نوشته شود «تعداد آگهی‌های استخدامی یک حوزه افزایش یافته است»، این جمله یک ادعاست. برای ارزیابی آن باید ببینیم داده از چه منبعی آمده، مربوط به چه بازه زمانی است و دقیقاً چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کند.اما اگر از این جمله نتیجه بگیریم که «پس این حوزه حتماً بهترین گزینه برای همه افراد است»، از داده اولیه فراتر رفته‌ایم.بنابراین یکی از مهم‌ترین مهارت‌های سواد رسانه‌ای، تشخیص تفاوت میان ادعا، شواهد، تفسیر و نتیجه‌گیری است.

چرا تشخیص اطلاعات نادرست دشوار است؟

اطلاعات گمراه‌کننده همیشه به شکل یک خبر کاملاً دروغ ظاهر نمی‌شود.گاهی یک محتوا بر اساس اطلاعات واقعی ساخته شده، اما بخشی از زمینه آن حذف شده است. گاهی یک آمار درست است، اما مربوط به چند سال قبل است. در موارد دیگر، یک نتیجه پژوهشی به شکلی ارائه می‌شود که معنای آن را بیش از حد گسترده می‌کند.برای مثال، فرض کنید پژوهشی روی گروه محدودی از افراد انجام شده و نتیجه مشخصی به دست آمده است. اگر همین نتیجه بدون توجه به جامعه آماری به «همه افراد» تعمیم داده شود، مخاطب ممکن است برداشت اشتباهی پیدا کند.

برخی از رایج‌ترین شکل‌های گمراه‌کننده شدن اطلاعات عبارت‌اند از:

  • حذف بخشی از زمینه یک خبر

  • استفاده از داده قدیمی به‌عنوان اطلاعات جدید

  • تعمیم نتایج یک گروه کوچک به کل جامعه

  • انتخاب گزینشی بخشی از یک پژوهش

  • تبدیل یک نظر یا پیش‌بینی به واقعیت قطعی

  • استفاده از عدد و درصد بدون توضیح روش به‌دست‌آمدن آنها

  • استفاده از عنوان‌های هیجانی برای ایجاد واکنش سریع

به همین دلیل، تشخیص اطلاعات معتبر فقط به پیدا کردن «خبر جعلی» محدود نمی‌شود؛ بلکه باید کیفیت اطلاعات و استدلال پشت آن را بررسی کنیم.

۶ گام برای ارزیابی اعتبار یک خبر یا ادعا

برای بررسی یک محتوا می‌توان یک فرایند ساده را دنبال کرد:

منبع ← تاریخ و زمینه ← نوع ادعا ← شواهد ← منابع مستقل ← بررسی داده‌ها

هر مرحله، بخشی از اعتبار محتوا را روشن می‌کند.

گام اول: منبع اصلی اطلاعات را پیدا کنید

اولین سؤال این نیست که «این مطلب در کدام سایت منتشر شده است؟»

سؤال مهم‌تر این است:اطلاعات اولیه از کجا آمده است؟فرض کنید در یک مقاله نوشته شده:«طبق تحقیقات، ۷۰ درصد افراد با یادگیری مهارت X به درآمد بالاتری می‌رسند.»این جمله به‌تنهایی اطلاعات زیادی در اختیار ما نمی‌گذارد.باید ببینیم منظور از «تحقیقات» کدام تحقیق است.نام پژوهش چیست؟ چه سازمانی آن را انجام داده؟ جامعه آماری چه کسانی بوده‌اند؟ روش جمع‌آوری داده چه بوده است؟اگر مطلب به یک پژوهش، گزارش رسمی یا آمار مشخص استناد می‌کند، تا حد امکان باید به منبع اولیه مراجعه کنیم.این کار باعث می‌شود فاصله میان داده اصلی و تفسیری که در فضای رسانه‌ای از آن ساخته شده کمتر شود.

گام دوم: تاریخ و زمینه را بررسی کنید

اطلاعات بدون زمینه می‌تواند گمراه‌کننده باشد.یک آمار ممکن است در زمان انتشار کاملاً معتبر بوده باشد، اما چند سال بعد دیگر وضعیت فعلی را نشان ندهد.بنابراین هنگام بررسی یک ادعا، بهتر است چهار سؤال را کنار هم قرار دهیم:

چه چیزی؟ کجا؟ چه زمانی؟ درباره چه گروهی؟برای مثال، جمله «تقاضا برای این شغل زیاد است» بدون مشخص کردن کشور، صنعت، بازه زمانی و سطح تخصص، اطلاعات کاملی نیست.همین موضوع درباره اخبار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و علمی نیز صدق می‌کند.گاهی یک عنوان خبری به نظر می‌رسد درباره وضعیت امروز صحبت می‌کند، در حالی که اصل خبر مربوط به چند سال قبل است.پس قبل از پذیرفتن یک ادعا، تاریخ انتشار محتوا و تاریخ داده‌های مورد استفاده را بررسی کنید.

گام سوم: مشخص کنید با «واقعیت»، «نظر» یا «پیش‌بینی» روبه‌رو هستید

همه جمله‌هایی که در رسانه‌ها می‌خوانیم از یک جنس نیستند.برای مثال:«نرخ بیکاری در یک بازه مشخص افزایش یافته است.»این یک ادعای قابل بررسی با داده است.

اما:

«این وضعیت نشان می‌دهد شرایط اقتصادی به سمت بدتری خواهد رفت.»این جمله یک تحلیل یا تفسیر است.و:«در پنج سال آینده این حوزه مهم‌ترین حوزه اقتصادی خواهد بود.»یک پیش‌بینی است.پیش‌بینی‌ها لزوماً بی‌ارزش نیستند، اما نباید با واقعیت قطعی اشتباه گرفته شوند.یکی از مهارت‌های مهم سواد رسانه‌ای این است که بدانیم سطح اطمینان هر جمله چقدر است. وقتی کسی از عباراتی مانند «حتماً»، «قطعی»، «همیشه» یا «برای همه» استفاده می‌کند، باید بیشتر به شواهد پشت ادعا توجه کنیم.

گام چهارم: شواهد را بررسی کنید، نه فقط ادعای مطرح‌شده را

ممکن است یک محتوا ادعای بزرگی مطرح کند، اما شواهد بسیار محدودی برای آن ارائه دهد.مثلاً یک صفحه آموزشی اعلام می‌کند:«با یادگیری این مهارت در سه ماه استخدام شوید.»در اینجا سؤال اصلی این نیست که جمله چقدر جذاب است؛ بلکه باید پرسید:

چه تعداد افراد این نتیجه را تجربه کرده‌اند؟

این افراد چه شرایطی داشته‌اند؟

منظور از «استخدام» دقیقاً چیست؟

آیا نتیجه به شکل مستقل بررسی شده است؟

آیا شرایط خاصی برای رسیدن به این نتیجه وجود داشته است؟

این شیوه بررسی درباره تبلیغات دوره‌های آموزشی، محصولات، خدمات و حتی توصیه‌های افراد مشهور در شبکه‌های اجتماعی کاربرد دارد.هر ادعای بزرگ، به شواهد متناسب با خودش نیاز دارد.

گام پنجم: از «خواندن عمودی» به «خواندن جانبی» بروید

یکی از روش‌های مهم برای ارزیابی اطلاعات آنلاین، خواندن جانبی یا Lateral Reading است.در خواندن عمودی، فرد تمام بررسی خود را داخل همان صفحه انجام می‌دهد؛ مثلاً درباره سایت، صفحه «درباره ما» را می‌خواند و توضیحات خود سایت درباره اعتبارش را بررسی می‌کند.اما در خواندن جانبی، فرد از صفحه خارج می‌شود و درباره منبع، نویسنده و ادعای مطرح‌شده در منابع دیگر جست‌وجو می‌کند.برای مثال، اگر سایتی ادعا کند «این مهارت بیشترین تقاضا را در بازار کار دارد»، به جای اینکه فقط درباره همان سایت مطالعه کنیم، می‌توانیم:

  1. نام نویسنده یا سازمان را جست‌وجو کنیم.

  2. ادعای اصلی را با عبارت‌های مختلف جست‌وجو کنیم.

  3. منبع داده را پیدا کنیم.

  4. گزارش‌ها و منابع مستقل را بررسی کنیم.

  5. ببینیم آیا منابع معتبر دیگر نیز به همان نتیجه رسیده‌اند یا خیر.

مزیت این روش این است که اعتبار یک منبع را فقط بر اساس توضیحاتی که خودش درباره خودش ارائه می‌دهد ارزیابی نمی‌کنیم.

گام ششم: عدد و آمار را با دقت بیشتری بخوانید

عددها معمولاً حس اعتبار ایجاد می‌کنند؛ اما وجود یک درصد یا رقم دقیق به معنی علمی بودن یک ادعا نیست.فرض کنید در یک پست نوشته شده:«۸۰ درصد شرکت‌کنندگان بعد از گذراندن این دوره شاغل شده‌اند.»

قبل از پذیرفتن این عدد، باید چند سؤال مطرح کنیم:

  • این ۸۰ درصد از چند نفر به دست آمده است؟

  • شرکت‌کنندگان چه کسانی بوده‌اند؟

  • اطلاعات مربوط به کدام کشور و چه بازه‌ای است؟

  • «شاغل شدن» چگونه تعریف شده است؟

  • آیا همه شرکت‌کنندگان بررسی شده‌اند یا فقط بخشی از آنها؟

  • داده چگونه جمع‌آوری شده است؟

  • آیا منبع مستقلی این نتیجه را تأیید کرده است؟

همچنین باید مراقب همبستگی و رابطه علت و معلولی باشیم.اگر افرادی که مهارت خاصی دارند درآمد بیشتری کسب می‌کنند، نمی‌توانیم فقط از این ارتباط نتیجه بگیریم که یادگیری آن مهارت به‌تنهایی باعث افزایش درآمد شده است.ممکن است عوامل دیگری مانند سابقه کاری، تحصیلات، تجربه، موقعیت جغرافیایی یا شبکه ارتباطی نیز نقش داشته باشند.بنابراین هنگام دیدن آمار، فقط به عدد نگاه نکنید؛ روش تولید عدد و زمینه‌ای را که عدد در آن به دست آمده است نیز بررسی کنید.

سواد رسانه‌ای در زندگی روزمره چه کاربردی دارد؟

سواد رسانه‌ای فقط برای روزنامه‌نگاران، پژوهشگران یا افرادی که اخبار سیاسی را دنبال می‌کنند نیست.ما در طول روز درباره موضوعات مختلف تصمیم می‌گیریم و بخش زیادی از اطلاعات مورد استفاده خود را از رسانه‌ها دریافت می‌کنیم.برای مثال، ممکن است درباره یک محصول، دوره آموزشی، دانشگاه، مهارت، شغل یا یک موضوع علمی در اینترنت جست‌وجو کنیم.در همه این موارد، یک سؤال مشترک وجود دارد:چقدر می‌توان به اطلاعاتی که پیدا کرده‌ایم اعتماد کرد؟فرض کنید درباره یک دوره آموزشی می‌خوانید که ادعا می‌کند «بهترین دوره بازار» است.

به‌جای پذیرش یا رد فوری این ادعا، می‌توانید آن را به چند سؤال تبدیل کنید:

این ادعا را چه کسی مطرح کرده است؟

تعریف «بهترین» چیست؟

چه داده‌ای برای اثبات آن وجود دارد؟

آیا اطلاعات دوره و نتایج ادعاشده به‌روز هستند؟

آیا منابع مستقل نیز همین نتیجه را تأیید می‌کنند؟

آیا تجربه چند نفر به‌عنوان نتیجه عمومی معرفی شده است؟

این نوع سؤال پرسیدن، نمونه‌ای از کاربرد عملی سواد رسانه‌ای است.

تفاوت سواد رسانه‌ای و سواد داده

سواد رسانه‌ای و سواد داده به هم مرتبط‌اند، اما دقیقاً یکسان نیستند.سواد رسانه‌ای بیشتر بر درک، تحلیل و ارزیابی پیام‌ها و اطلاعات رسانه‌ای تمرکز دارد.سواد داده به ما کمک می‌کند داده‌ها، نمودارها، آمار و نتایج کمی را بهتر بفهمیم و درباره آنها برداشت دقیق‌تری داشته باشیم.در بسیاری از محتواهای امروزی، این دو مهارت در کنار هم مورد نیاز هستند.یک گزارش ممکن است از نظر ظاهری کاملاً حرفه‌ای باشد، اما اگر ندانیم داده‌های آن چگونه تولید شده‌اند، ممکن است نتیجه‌گیری اشتباهی داشته باشیم.بنابراین یادگیری سواد رسانه‌ای فقط به تشخیص اخبار جعلی محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند به ما کمک کند اطلاعات را دقیق‌تر بخوانیم و تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیریم.

یک چک‌لیست ساده برای بررسی هر ادعا

اگر بخواهیم تمام این نکات را ساده کنیم، می‌توانیم هنگام مواجهه با یک خبر یا ادعای مهم این شش سؤال را از خودمان بپرسیم:

۱. منبع چیست؟

اطلاعات از کجا آمده و منبع اولیه کدام است؟

۲. اطلاعات مربوط به چه زمانی است؟

آیا داده و خبر به‌روز هستند؟

۳. با چه نوع جمله‌ای روبه‌رو هستیم؟

واقعیت، نظر، تحلیل یا پیش‌بینی؟

۴. چه شواهدی وجود دارد؟

آیا ادعا با داده یا منبع معتبر پشتیبانی می‌شود؟

۵. منابع مستقل چه می‌گویند؟

آیا منابع دیگر نیز همان ادعا را تأیید می‌کنند؟

۶. عددها چگونه تولید شده‌اند؟

جامعه آماری، روش تحقیق و زمینه داده مشخص است؟

اگر پاسخ بعضی از این سؤال‌ها مشخص نباشد، بهتر است قبل از پذیرفتن یا بازنشر محتوا، بررسی بیشتری انجام دهیم.

جمع‌بندی

در دنیایی که تولید و انتشار اطلاعات ساده‌تر از همیشه شده است، مشکل اصلی کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه تشخیص اطلاعات قابل اعتماد از اطلاعات ناقص، گمراه‌کننده یا بی‌پایه است.سواد رسانه‌ای به ما یاد می‌دهد هر محتوایی را صرفاً به دلیل ظاهر حرفه‌ای، تعداد بازدید یا تکرار شدن در شبکه‌های اجتماعی معتبر ندانیم.برای ارزیابی یک خبر یا ادعا، ابتدا منبع آن را پیدا کنیم، تاریخ و زمینه را بررسی کنیم، تفاوت میان واقعیت و نظر را تشخیص دهیم، شواهد را ببینیم، از منابع مستقل کمک بگیریم و در نهایت روش تولید داده‌ها و آمار را بررسی کنیم.مهم‌تر از همه، سواد رسانه‌ای یعنی قبل از رسیدن به نتیجه، سؤال درست بپرسیم.به‌جای اینکه فقط بپرسیم «این حرف درست است یا نه؟»، بهتر است بپرسیم:

«از کجا می‌دانیم درست است؟»

همین تغییر ساده می‌تواند کیفیت مواجهه ما با اخبار، تبلیغات، آمار و ادعاهای منتشرشده در فضای آنلاین را به شکل قابل‌توجهی تغییر دهد.در نهایت، هدف سواد رسانه‌ای این نیست که به همه‌چیز شک کنیم؛ هدف این است که یاد بگیریم چه زمانی اعتماد کنیم، چرا اعتماد کنیم و برای این اعتماد چه شواهدی داریم.

دسته‌بندی: هدایت شغلی
سواد رسانه‌ای؛ راهنمای تشخیص اطلاعات نادرست و اعتبار محتوا
آلا سراج 25 شهریور 1405
اشتراک گذاری مقاله
این پست را به اشتراک بگذارید
دسته‌بندی مقالات

ثبت نظر

ورود برای ثبت نظر